دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره *

* *

* **روز اولی که به مدرسه جدید آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند** .*

* **نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. *

*او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید** :*

*میدونی زشت ترین دختر این کلاسی؟*

*یک دفعه کلاس از خنده ترکید** ...*

*بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. *

اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت،که

موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند *

*اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی* 

*او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او

اعتماد کرد. *

*و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه

باشند*

*او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی

ابرو کمانی و... *

* **به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم

محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. *

*آری ویژگی برجسته او، تعریف و تمجیدهایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش

ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. *

*مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز

دنیا ! و حق هم داشت. *

*آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه

این را فهمیده بود. *

*سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم

و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. *

*پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری­اش رفتم، دلیل علاقه­ام را جذابیت سحرآمیزش

میدانستم *

**برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود *

*در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از

زیبایی صورتش در حیرتند. *

*روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟ *

*همسرم جواب داد*

*من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم *

*و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید *

*شاد بودن، تنها انتقامی است که می­توان از زندگی گرفت. *

*آیا می دانید این داستان از کیست؟** *

*ارنستو چه گوارا *